مقام معظم رهبری :
شخص محترم رئیس قوه قضائیه، جناب آقای آملی، که بحمد الله از لحاظ فکر
و علم و نشاط کار و ابتکار و بسیاری ازخصوصیات مهم در مدیران کلان، برجسته
هستند.

تعداد بازدید: ۱۵۳۰
به قلم حجت‌الاسلام والمسلمین ناصرالدين انصاري قمی- پژوهشگر‏، کتابشناس و مورخ
مرحوم آیت‌الله العظمی میرزا هاشم آملی، فقیهی جامع‌الشرایط و دانشمندی صاحب کرامت و فضیلت بود که عمری را در صراط مستقیم ایمان و علم و اعتقاد بسر برد و جلوه‌ای تام از "و منهم من قضی نحبه" شد. مقاله حجت‌الاسلام والمسلمین ناصرالدين انصاري قمی- پژوهشگر‏، کتابشناس و مورخ را درباره زندگی این عالم فاضل برای علاقه‌مندان نقل می‌کنیم.
کد خبر: ۳۷
13 February 2016     -     ۲۴ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۹:۴۶ تاریخ انتشار :
وَ انّها - الارض - لََتَبْکي‏ عَلَي‏الْعالِمِ اِذا ماتَ اَرْبَعينَ شَهْرا

زمين در فقدان عالم، چهل ماه اشک مي‏ريزد

اشاره‏

فقيه و اصولي بزرگوار، اسوه علم و تقوا و فضيلت حضرت آيت‏اللّه‏العظمي حاج ميرزا هاشم آملي - قدس سره‏الشريف - يکي از ستارگان درخشان آسمان علم و دانش و از مفاخر فقهاي شيعه به شمار مي‏رفت. او يکي از حسنات عصر و برکات زمان ما بود، که در سايه تلاشهاي مستمر و پيگير خويش توانست قلل برافراشته علم و اجتهاد را فتح نمايد و بر کرسي پرارزش تعليم و تدريس نشيند و دهها تن از بزرگان حوزه‏هاي علميه را در دامان خويش پرورش دهد و نامش را در قاموس پيشوايان بشريّت ثبت نمايد. اينک بر آنيم تا گوشه‏هايي از زندگاني سراسر تلاش و کوشش آن فقيه فرزانه را بنمايانيم و روح و جانمان را با ذکر جميل او صفا بخشيم و از گذران عمرش بهره گيريم .

ولادت‏

در يکي از روزهاي سال 1322 ق(1) (1278 ش) در دامنه زيبا و پرطراوت کوههاي سربه فلک کشيده «البرز» در روستاي «پَردمه» لاريجان - در هفتاد کيلومتري شهر آمل - در خانه ساده مرحوم ميرزامحمد، کودکي به دنيا آمد که دست تقدير زعامت و مرجعيت را برايش رقم زده بود .

دوران کودکي را در دامان پاک پدر و مادر باتقوايش پشت نهاد و پس از فراگيري قرآن و تحصيلات ابتدايي، با استعداد سرشاري که داشت و عشق به تحصيل علوم ديني - که او را از خود بيخود کرده بود - به فراگيري ادبيات عرب و مقدمات علوم نزد مرحوم آقا سيد تاج و آقا شيخ احمد آملي پرداخت و تا مرحله سطوح را در همان شهر فراگرفت(2 ).

تحصيلات‏

او سيزده ساله بود (1334 ق) که براي ادامه تحصيل به حوزه پر رونق تهران عزيمت کرد و به مدرسه علميه سپهسالار - که زير نظر مرحوم آيت‏اللّه شهيد سيدحسن مدرس اداره مي‏شد - شتافت و مورد توجه و عنايت ويژه آن بزرگوار قرار گرفت و اين همه 12 سال به طول انجاميد .

کيفيت آشنايي و بذل توجه مرحوم شهيد مدرس به ايشان را از زبان خودشان بشنويم :

«... تا سيزده سالگي در آمل بودم و بعد به تهران آمدم، جوان غريبي در شهر بودم . نزد مرحوم استاد شيخ حسين نوائي برخي علوم عربي را فراگرفتم و در مدرسه سپهسالار سکونت داشتم. اين مدرسه بسيار نامنظم بود، پس از مدّتي مرحوم مدرس عهده‏دار مديريت آنجا شد و تمام آقازاده‏هايي را که اهل کار و تدريس نبودند از مدرسه اخراج کرد و امتحانات سختي را براي ورود به مدرسه قرار داد. وقتي به من برخورد، فرمود: چه ميخواني؟ گفتم: اسفار مي‏خوانم. تعجب کرد و پرسيد: تو با اين سن اسفار مي‏خواني؟ گفتم: بلي، وقت امتحان روشن مي‏شود. او از من امتحان گرفت و من خيلي خوب از عهده برآمدم. از آن به بعد مورد توجه مرحوم مدرس قرار گرفتم و حجره مناسبي به من داد که به تنهايي از آن استفاده مي‏کردم و ماهي پنج‏تومان هم برايم مقرري تعيين کرد و به خادم مدرسه هم گفته بود تا در شستن لباسها و تهيه خوراک به من کمک کند .

آنقدر خوشحال شده بودم که شايد آن شب از خوشحالي خوابم نبرد، مجدّانه مشغول تحصيل شدم، درس فلسفه، رسائل، مکاسب و مقداري از درس خارج را در تهران فراگرفتم(3 )...»

از اساتيد معظم‏له در تهران مي‏توان از مرحوم ميرزا محمدرضا فقيه لاريجاني و حاج سيدمحمد تنکابني، مرحوم ميرزا يداللّه نظرپاک، مرحوم آقاشيخ محمدعلي لواساني و ميرزا طاهر تنکابني و آيت‏اللّه حاج ميرزا ابوالحسن شعراني و آيت‏اللّه شيخ محمدعلي شاه‏آبادي نام برد. وي کتابهاي شوارق، منظومه، اشارات و اسفار را از مرحوم نظرپاک و مرحوم ميرزا طاهر تنکابني، و شرح لمعه و قوانين را از نزد ميرزا عبداللّه غروي آملي و سطوح عالي را از فقيه لاريجاني و سيدمحمد تنکابني آموخت(4 ).

عزيمت به حوزه علميه قم‏

آيت‏اللّه آملي پس از پشت‏سر نهادن سطوح عاليه، در سال 1345 ق (1305 ش) براي بهره‏وري از خرمن فيض آيت‏اللّه‏العظمي حايري به قم آمد و در درسهاي فقه و اصول آيت‏اللّه مؤسس و در کنار آن به درس آيات عظام: حجت کوهکمري، شاه‏آبادي و حاج شيخ محمدعلي حايري قمي حاضر شد و در مدّت شش سال از محضر آنان بهره‏ها برد و مباني علمي خويش را استوار ساخت. او در اين مدت فقه، اصول، رجال، حديث، فلسفه و عرفان را نيک آموخت و اين درسها را با حضرات آيات: سيدمحمد محقق داماد، سيد يحيي يزدي و حاج ميرزا حسن يزدي به مباحثه نشست .

عزيمت به حوزه علميه نجف‏

مرجع فقيد در سال 1351 ق، پس از اخذ اجازه اجتهاد از دو استاد بزرگوارش آيت‏اللّه حايري و آيت‏اللّه حجت، براي بهره‏وري از محفل پررونق درسي بزرگان حوزه نجف و جستجو از آراء و مباني اصول رهسپار آن ديار شد و پس از زيارت مرقد مطهر باب علم نبوي اميرالمؤمنين علي (ع) و طلب توفيق از آنحضرت، در مدرسه بزرگ آخوند سکني گزيد و در درس فقه و اصول آيت‏اللّه سيدابوالحسن اصفهاني حاضر شد و ابواب طهارت، حج و بيع را از ايشان فراگرفت. و همزمان در درسهاي آيات عظام: نائيني و آقاضياء عراقي نيز شرکت جست و علاوه بر درس اصول، ابواب فقهي صلاة، اجاره، غصب، بيع و قضا را از آقاضياء عراقي و معاملات را از ميرزاي نائيني فراگرفت .

ايشان پس از مدتي مورد توجه بسيار مرحوم آيت‏اللّه آقاضياء عراقي قرار گرفت تا بدانجا که از نزديکان و اصحاب استفتاء ايشان گرديد و در تدوين حاشيه دوم محقق عراقي بر «عروةالوثقي» نقش به‏سزايي داشت .

معظم له خود مي‏فرمود :

«... ارتباط مرحوم آقاضياء عراقي با من بيش از ارتباط استاد با شاگردش بود . بسياري از اوقات پس از درس همراه ايشان بودم و اشکالات خود را تصحيح مي‏کردم. حتي برخي از شبها در منزل آقاضياء مي‏خوابيدم، ايشان نيمه شبي مرا بيدار کردند و فرمودند: فکري به ذهنم رسيده است، آنرا بنويسيد ...»

و نيز مي‏فرمودند :

« علاقه مرحوم آقاضياء به ما به حدّي بود که تا زمانيکه ما در درس ايشان حاضر نمي‏شديم، درس را شروع نمي‏کردند حتي ما شاگرد خانگي آقاضياء بوديم، ما در درس ايشان را سرِ حرف مي‏آورديم تا بفهميم مطلب استاد چيست؟(5 )»

استادان‏

مرحوم آيت‏اللّه‏العظمي آملي در طول 31 سال تلاش پيگير و خستگي ناپذير خويش (1330 - 1361 ق) توانست علوم رايج حوزه‏هاي علميه را مانند: ادبيات، فقه، اصول، فلسفه، هيئت، رجال و درايه، اخلاق و عرفان، منطق و حکمت نظري از محضر اساتيد نام‏آور قم و تهران و نجف کسب نمايد و قلّه‏هاي علم و ايمان را فتح کند. برخي از آن مردان بزرگ عبارتند از آيات عظام و حجج اسلام :

1 - حاج شيخ عبدالکريم حايري يزدي (1276 - 1355ق) صاحب «دررالاصول» و « کتاب‏الصلاة »

2 - حاج ميرزا حسين نائيني (1 273 - 1355ق) صاحب «قاعده‏لاضرر» و « تنبيه‏الامّة »

3 - آقاضياءالدين عراقي (1278 - 1361ق) صاحب «شرح تبصرةالمتعلمين» و « کتاب‏القضاء »

4 - آقا سيدابوالحسن اصفهاني (1248 - 1365ق) صاحب «وسيلةالنجاة» و « ذخيرةالعباد »

5 - ميرزا محمدعلي شاه‏آبادي (1292 - 1363ق) صاحب «رشحات‏البحار» و « شذرات‏المعارف »

6 - آقا سيدمحمد حجت کوهکمري (1310 - 1373ق) صاحب «مستدرک‏المستدرک» و « جامع‏الاحاديث و الاصول »

7 - ميرزا ابوالحسن شعراني (1320 - 1393ق) نويسنده «ترجمه شرح تجريد» و «نثر طوبي‏ »

8 - حاج سيدمحمد تنکابني (1277 - 1359ق) صاحب «ايضاح‏الفوائد »

9 - حاج شيخ محمد علي حايري قمي (1299 - 1358ق) صاحب «حاشيه برکفايه» و «ردّ وهابيت »

10 - ميرزا مهدي آشتياني - فيلسوف شرق - (1306 - 1372ق) صاحب «رساله در وحدت وجود» و «قاعده‏الواحد »

11 - ميرزا يداللّه نظرپاک کجوري تهراني (1296 - 1363ق )

12 - ميرزا طاهر تنکابني (1280 - 1360ق) نويسنده «حاشيه بر قانون »

تدريس‏

آيت‏اللّه آملي درپي سالها تحصيل و فراگيري دانش، به چنان مقامي دست يافته بود که نامش زبانزد علما و فضلاي حوزه نجف گرديده بود و مجلس درس او آکنده از مشتاقان علم گشته و لذا ساليان دراز به تدريس سطوح عاليه و خارج فقه و اصول اشتغال ورزيد .

معظم‏له در طول تحصيل در حوزه درس مرحوم نائيني و آقاضياء عراقي به تدريس سطح و ( چهار دوره مکاسب) و پس از وفات محقق عراقي به تدريس خارج فقه (کتابهاي بيع و صلاة ) و خارج اصول (چهار دوره) روي آورد و شاگردان بسياري را پرورش داد و اين تا سال 1380 ق که در قم مستقر گرديد، ادامه يافت(6 ).

مهاجرت به حوزه علميه قم‏

مرجع فقيد پس از 30 سال اقامت در جوار مرقد اميرالمؤمنين علي (ع) ، در سال 1380 ق به عزم ديدار اقوام و صله ارحام و سکونت در حوزه علميه قم - که آوازه آن تحت زعامت آيت‏اللّه‏العظمي بروجردي - ره - در جهان طنين افکن شده بود - رخت سفر بربست و راهي ايران شد .

فضلاي حوزه علميه با ورود ايشان به قم، مقدمش را گرامي داشتند و از اينکه يکي از برترين شاگردان محقق عراقي و صاحب تقريرات درس وي را در ميان خويش مي‏ديدند، شادمان شده و گرد شمع وجودش حلقه زدند .

معظم‏له با استقرار در قم، به تدريس خارج فقه و اصول روي آورد و بيش از سي‏سال ابواب گوناگون فقه چون: طهارت، صلاة، بيع و خيارات و شش دوره کامل اصول را تدريس نمود و تشنگان دانش و معارف اهل‏بيت (ع) را از سرچشمه زلال علوم خويش سيراب ساخت .

ايشان در آغاز در مدرسه «خان» و پس از تبعيد حضرت امام خميني در آبان 1343 ش، در شبستان مسجد اعظم و در جوار مرقد مرحوم آيت‏اللّه‏العظمي بروجردي به تدريس خارج طهارت، معاملات (بيع و خيارات) و خارج صلاة هر کدام در 10 سال پرداخت و عصرها نيز - يکساعت‏و نيم به غروب مانده - به آموزش اصول استدلالي دست يازيد(7 ).

شيوه تدريس‏

استاد معظم آيت‏اللّه حاج شيخ محمدعلي اسماعيل پور - که يکي از قديمي‏ترين شاگردان استاد به شمار مي‏رود - پيرامون کيفيت تدريس مرحوم آيت‏اللّه آملي مي‏گويد :

« از آنجا که استاد ما اصولي بسيار ماهر بودند، درس فقه ايشان آکنده از تحقيقات اصولي بود و ديدگاه خويش را با ذکر تحقيقات اعاظم علماي پيشين و معاصر خود ذکر مي‏کردند. ايشان هر وقت وارد مطلبي شده و بحثي را آغاز مي‏کردند، تحقيق آن مطلب را از همان اول بيان مي‏کردند و تا آخر هم بر روي آن مبنا ايستادگي کرده و ادلّه مخالفين را به نقد مي‏کشيدند. معظم‏له در تدريس خود نظرات موافق را کمتر نقل مي‏نمود و اگر از بزرگان مطلبي بيان مي‏کرد بيشتر براي نقد و بررسي بود. آقا خودشان را مقيد کرده بودند که قبل از تدريس حتما درس را مطالعه و يادداشت نموده و دفترچه‏اي داشتند که بحثها را در آن تنظيم کرده و بعد به جلسه درس تشريف مي‏آوردند .»

آقا به ساعت آغاز و انجام درس بسيار مقيد بودند و حتي براي محظورات شاگردان، زمان درس را تغيير نمي‏دادند و به رفع اشکالات شاگردان نيز اهتمام مي‏ورزيدند . ايشان خود را در فقه و اصول فدا کردند و هرچه داشتند در قالب اين دو علم پياده کردند. معظم‏له هميشه تاکيد داشتند که روي فقه و فقاهت - که مبناي اسلام و مرکز ثقل علوم اهل‏بيت (ع) است - کار کنيد. دأب آن بزرگوار اين بود که بيشتر به فکر کردن در اطراف مطلب مورد بحث خود اهميت مي‏داد. ايشان در رويّه فکري پير و شيخ انصاري بود و در فهم و جمع روايات ائمه اطهار (ع) در احکام الهي دقت تام مي‏نمود. آنجا که درس اصول معظم‏له به مباحث فلسفي مربوط مي‏شد، بهتر از عهده برمي‏آمدند. مثلا در بحث طلب و اراده، جبر و اختيار، قاعده‏الواحد لايصدر عنه الاّالواحد بسيار جالب بحث مي‏نمودند، درس ايشان يک درس جامع اصولي و فلسفي بود ...»

شاگردان‏

مرحوم آيت‏اللّه آملي از پس تدريس ساليان دراز در حوزه‏هاي علميه نجف اشرف و قم، تلاميذ بسياري را در محفل درس خود پرورش داد و آنان را به سرمنزل مقصود رسانيد . شاگرداني که هم‏اينک از اساتيد و علماي بزرگ حوزه‏هاي علميه به شمار مي‏روند و مدار تدريس و تاليف و تحقيق در حوزه‏ها بر وجود آنان مي‏گردد .

اينک به نام برخي از شاگردان آن بزرگ که در نجف و قم از محضرش بهره برده‏اند، اشارتي مي‏شود و از عدم استقصاء نام آنان پوزش مي‏طلبيم :

حضرات آيات و حجج اسلام :

- محمد علي اسماعيل پورقمشه‏اي‏

- ميرزا جوادآقا تبريزي‏

- هاشم تقديري‏

- صابر جباري‏

- عبداللّه جوادي آملي‏

- سيداحمد حق‏شناس‏

- محمدباقر دار ابکلائي‏

- محسن دوزدوزاني‏

- محمدهادي روحاني‏

- سيدحسن شجاعي‏

- اسماعيل صالحي مازندراني‏

- سيدحبيب‏اللّه طاهري گرگاني‏

- سيدرضا علوي تهراني‏

- علي غياثي‏

- سيدعلي فرحي قمي‏

- محمدعلي فيض لاهيجي‏

- سيدجعفر کريمي‏

- محمدتقي مجلسي‏

- عباس محفوظي‏

- سيدعلي محقق داماد

- سيدمصطفي محقق داماد

- محمد محمدي گيلاني‏

- حسين محمدي لائيني‏

- سيدمحمدحسن مرتضوي لنگرودي‏

- سيدمحمدمهدي مرتضوي لنگرودي‏

- محمدحسين مسجد جامعي‏

- محمدهادي معرفت‏

- شهيد محمد مفتح‏

- ناصر مکارم شيرازي‏

- سيدابوالفضل موسوي تبريزي‏

- ضياءالدين نجفي تهراني‏

- عبداللّه نظري‏

- محمد يزدي‏

تقريرات‏

تلامذه مرحوم آيت‏اللّه حاج ميرزا هاشم آملي در خلال تحصيل، دست به قلم برده و به ثبت و ضبط گفتار استاد مي‏پرداختند و از همين رهگذر است که فشرده سخنان ايشان، هم اينک در دسترس دانش‏پژوهان قرار دارد. برخي از تقريرات درس معظم‏له که به چاپ رسيده است عبارت است از :

1 - المعالم‏المأثوره في‏الطهارة. تقريرات درس طهارت (6 جلد). نوشته: محمدعلي اسماعيل‏پور

2 - کشف‏الحقايق. تقريرات درس بيع و خيارات (4 جلد) نوشته: سيدجعفر کريمي‏

3 - مجمع‏الافکار و مطرح‏الانظار. تقرير کامل درس اصول، از آغاز تا پايان تعادل و تراجيح (5 جلد) نوشته محمد علي اسماعيل پورقمشه‏اي‏

4 - منتهي‏الافکار. تقريرات مباحث‏الفاظ (1 جلد). نوشته: محمدتقي مجلسي‏

5 - تقريرالاصول. تقرير مباحث‏الفاظ. تأليف: ضياءالدين نجفي‏

6 - تحريرالاصول. تقرير مباحث استصحاب و تعادل و تراجيح. نوشته: سيدعلي فرحي قمي‏

تأليفات‏

آيت‏اللّه آملي در راه نشر و گسترش دانش آل محمد (ع) از هيچ کوششي فروگذار نکرد، بيش از پنجاه سال به تدريس علوم اهل‏بيت همت گماشت و در کنار تدريس، به تاليف و تحقيق نيز دست يازيد و هماره پيش از تدريس، مباحث طرح شده را به زيبايي نگاشته و پس از آن به القاء درس مي‏پرداخت، که برخي از تأليفات ايشان از رهگذر همين خصيصه اکنون بر جاي مانده عبارتند از :

1 - کتاب‏الطهارة

2 - کتاب‏الصلاة

3 - کتاب‏الصوم‏

4 - کتاب‏الرهن والاجارة

5 - کتاب‏البيع‏

6 - خيارات‏

7 - رسالة في‏النية

8 - تقريرات درس صلاة مرحوم آيت‏اللّه‏العظمي حايري‏

9 - تقريرات درس فقه آيت‏اللّه آقاضياء عراقي (صلاة، اجاره، غصب، بيع و قضا )

10 - توضيح‏المسائل‏

11 - مناسک حج‏

12 - حاشيه بر عروةالوثقي‏

13 - بدايع‏الافکار. تقريرات درس اصول مرحوم محقق عراقي (4 ج )

14 - تقريرات درس اصول مرحوم آيت‏اللّه‏العظمي سيدابوالحسن اصفهاني‏

15 - حاشيه بر شرح چغميني - در هيئت .

16 - حاشيه برالتحصيل بهمنيار - در حکمت و منطق .

بنياد مدارس و مساجد

مرجع فقيد در کنار تأليفات پرثمر و پرورش شاگردان فرزانه، به ايجاد ساختمانهاي عام‏المنفعه نيز پرداخت، که نمونه آشکار آن مدرسه علميه ولي‏عصر(عج) در قم است، که اين مدرسه با مساحتي نزديک به هفتصدمتر و داشتن بيش از چهل حجره و چند مدرس و کتابخانه‏اي درخور و شايسته، محل سکونت طلاب فاضل بوده و در آن علوم اهل‏بيت (ع ) آموخته مي‏شود(8 ).

نيز معظم‏له در بناي دهها مسجد در گوشه و کنار استان مازندران با کمکهاي مالي خويش شرکت جست و اجازه مصرف سهم مبارک امام (ع) را در اين امر مقدس، به مقلدين خويش داده بودند .

فرزندان‏

آيت‏اللّه آملي با کريمه مرحوم آيت‏اللّه آقاي آقاسيدمحسن نبوي اشرفي - م 1373 ق - ( از مشاهير علما و دانشمندان خطه مازندران و از شاگردان آيات عظام، آخوند ملامحمد کاظم خراساني، سيدمحمد کاظم يزدي، شريعت اصفهاني و ميرزاي نائيني) در نجف اشرف وصلت جُست و داراي فرزنداني شد که هر يک مايه زينت پدر و خدمت به نظام اسلامي هستند . آنان عبارتنداز :

1 - دکتر محمد جواد لاريجاني. استاد دانشگاه، عضو شوراي امنيت ملّي کشور، عضو کميسيون سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي و رئيس مرکز پژوهشهاي مجلس و مرکز تحقيقات فيزيک نظري و رياضيات. از او مقالات متعدد سياسي، علمي، فلسفي گوناگون و کتابهاي ذيل منتشر شده است :

1- مقولاتي در استراتژي ملّي 2- نقد دينداري و مدرنيسم 3- نظم بازي گونه (بحثي در تحولات جهان معاصر )

2 - دکتر فاضل لاريجاني. دکترا در «سياستگذاري علمي» و نويسنده مقالات متعدد علمي و عضو کميسيون مشورتي شوراي عالي انقلاب فرهنگي‏

3 - دکتر علي لاريجاني. دکترا در «فلسفه غرب» و رياست صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران‏

4 - حجت‏الاسلام آقاي حاج شيخ صادق لاريجاني. از افاضل حوزه علميه و مدرسين علم کلام و فلسفه اسلامي. وي داراي کتابهاي متعددي است، که عبارتند از :

1- معرفت ديني (در نقد نظريه قبض و بسط شريعت) 2- ترجمه و تعليقات بر فلسفه اخلاق در قرن حاضر (نوشته ج، وارنوک) 3- ترجمه کتاب انسان از آغاز تا انجام (نوشته علامه طباطبايي) 4- قبض و بسط در قبض و بسطي ديگر 5- فلسفه اخلاق 6- فلسفه تحليلي‏

5 - دکتر باقر لاريجاني، پزشک و فوق‏تخصص داخلي، استاديار دانشگاه تهران و معاونت دارو و درمان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي .

6 - متعلقه جناب حجةالاسلام والمسلمين دکتر سيدمصطفي محقق داماد - فرزند مرحوم آيت‏اللّه حاج سيدمحمد داماد و نوه دختري آيت‏اللّه‏العظمي حاج شيخ عبدالکريم حايري و صاحب تاليفات متعدد فقهي و حقوقي‏

فعاليتهاي سياسي‏

با شروع برنامه‏هاي ضدّ اسلامي رژيم منحوس شاهنشاهي، در قالب تصويب قانون انجمنهاي ايالتي و ولايتي، در مهرماه 1341ش مراجع تقليد و علماي اعلام با درايت و هوشياري تمام عمق فاجعه را احساس کردند و بي‏درنگ به ميدان آمدند و با حرکت شورانگيز و يکپارچه و با اعلاميه‏ها و بيانيه‏هاي توفنده خويش، نقشه‏هاي استعمار را نقش‏برآب کردند .

مرحوم آيت‏اللّه آملي يکي از چهره‏هاي سرشناس مبارز روحانيت بود. نام ايشان هماره ذيل اعلاميه‏هاي دسته جمعي مراجع تقليد ديده مي‏شد(9). خانه‏اش محل شور و گردهم‏آيي مبارزان بود و ديدگاهش روشنگر راه مبارزه. نماز جماعت ايشان در حياط مدرسه خان (آيت‏اللّه بروجردي)، نقطه گردهم‏آيي روحانيون مبارز بود. در آن سالهاي سياه ترس و خفقان - که حضرت امام تبعيد شده بودند و بردن نام ايشان به آساني ميسّر نبود - در آنجا طلاب نام و ياد امام را گرامي داشته و براي پيروزي و توفيق او شعار مي‏دادند و صلوات مي‏فرستادند. حجةالاسلام والمسلمين ناطق نوري در اين زمينه مي‏گويد :

«... ايشان در دوران انقلاب از جمله فقها و آياتي بودند که همواره از امام عاليقدر به عنوان رهبري انقلاب و مقام امامت ياد مي‏کردند و همراه و همگام با امام در دوران مبارزه و انقلاب بودند و اعلاميه‏هاي باقيمانده از آن عالم بزرگوار شاهد بر اين مدّعاست ...»

آيت‏اللّه فقيد از اولين کساني بود که دولت منتخب امام را تأييد کردند و در تمام مواقف انقلاب مردم را به پشتيباني از آرمانهاي حضرت امام(ره) فراخواندند .

ايشان هماره از رهبر کبير انقلاب به عنوان «امام‏المسلمين» ياد مي‏فرمودند و پيروي از دستورات ايشان را واجب مي‏دانستند و مي‏گفتند: نظر من، در مسائل کشور همان است که امام مي‏گويند .

پس از رحلت حضرت امام و انتخاب رهبر معظم انقلاب حضرت آيت‏اللّه خامنه‏اي - مدظله‏العالي - به زعامت و رهبري، نامه‏اي ازجانب ايشان به معظم‏له ارسال شد که در بخشي از آن آمده بود :

«... انتخاب شايسته حضرتعالي که فردي دانشمند و اسلام‏شناس و صاحب درايت هستيد از جانب مجلس خبرگان، مايه اميدواري و تسکين است .»

درگذشت‏

سرانجام آيت‏اللّه آملي پس از 91 سال تلاش و کوشش در جهت احياء و بزرگداشت شعائر ديني و پشت‏سر نهادن سکته‏اي ناقص و يک دوره بيماري، در عصر روز جمعه چهارم رمضان‏المبارک 1413 ق (7 اسفند 1371 ش) بدرود حيات گفت و جهان علم و تقوا و فضيلت را در سوگ خويش عزادار ساخت .

در آن روز قلب پرطپش مردي از حرکت بازايستاد که نزديک به يک قرن با ياد خدا طپيد و لحظه‏اي از ذکر حق باز نايستاد .

با اعلام خبر درگذشت ايشان، سيل اعلاميه‏ها و پيامهاي تسليت از سوي مراجع معظم تقليد، رهبر عاليقدر انقلاب، علماي اعلام، رؤساي قواي سه‏گانه، شخصيتها، نهادها، سازمانها، انجمنها و هيآت مذهبي صادر شد و همه از مقام و مراتب علمي آن شخصيت بزرگ تجليل به عمل آوردند .

حضرت آيت‏اللّه‏العظمي گلپايگاني - قدس سره‏الشريف - در بخشي از پيام خويش فرمود :

«... واقعه تأسف‏انگيز و جبران‏ناپذير رحلت آيت‏اللّه آقاي حاج ميرزا هاشم آملي حوزه‏هاي علميه و عموم مؤمنين را سوگوار و عزادار نمود. اين مصيبت بزرگ را به آستان اقدس ولايت مداري حضرت بقيةاللّه ارواح‏العالمين له‏الفداء و محاضر شريف علماء اعلام و حوزه‏هاي علميه تسليت عرض مي‏نمايم. (اناللّه و انااليه راجعون) فقيد سعيد يکي از فقهاء و اعاظم علما و اساتيد حوزه‏هاي علميه نجف اشرف و قم بودند و عمر با برکت خود را در اشتغال به فقه آل محمد (صلوات‏اللّه عليهم اجمعين) و تدريس و تربيت طلاب و علما سپري ساختند ...»

آيت‏اللّه‏العظمي اراکي - قدس سره - نيز فرمودند :

«... فقدان اسفناک عالم رباني حضرت آيت‏اللّه آقاي حاج ميرزا هاشم آملي ( رحمةاللّه عليه) ضايعه‏اي است جبران‏ناپذير براي عالم اسلام. اين عالم بزرگ سالهاي پربرکت عمرش را در راه تعليم معالم اسلام در کرسي تدريس و تربيت علما و افاضل و در نشر علوم آل محمد (ص) سپري کرد ...»

رهبر معظم انقلاب حضرت آيت‏اللّه خامنه‏اي نيز در پيام خويش فرمودند :

بسم‏اللّه‏الرحمن‏الرحيم‏

اناللّه و انااليه راجعون‏

با تاسف و تأثر اطلاع يافتم که عالم جليل‏القدر و فقيه و اصولي برجسته و بزرگوار آيت‏اللّه‏العظمي حاج ميرزا هاشم آملي - رضوان‏اللّه تعالي عليه - دار فاني را وداع کرد و به رحمت ايزدي پيوست .

ايشان از علمايي بودند که پس از طي مدارج عاليه و استفاده از محضر اکابر در حوزه علميه نجف اشرف و سالها تدريس و تربيت شاگردان در آن حوزه، به قم هجرت کرده و در اين حوزه مقدسه بساط تدريس را گسترد و منشأ افاضات فقهي و اصولي و تربيت تلامذه بسيار شدند و بزرگاني از حوزه درس ايشان بهره بردند .

وجود بابرکت اين فقيه عاليمقام يکي از برکات الهي بر حوزه علميه قم بود. و اکنون فقدان آن بزرگوار ضايعه‏اي بزرگ محسوب ميگردد. اين جانب اين حادثه مصيبت‏بار را به پيشگاه مقدس حضرت ولي‏عصر ارواحنا فداه و به مراجع معظم و علما و فضلاي حوزه‏هاي علميه و مقلدين ايشان و نيز به خانواده محترم، به خصوص به فرزندان برومند ايشان تسليت عرض مي‏کنم و رحمت و مغفرت الهي را براي آن مرحوم مسئلت مي‏نمايم .

سيدعلي خامنه‏اي‏

پيکر پاک آن اسوه علم و تنديس ايمان، عصر روز شنبه هشتم اسفند 1371 با حضور نمايندگان مقام معظم رهبري، و بيوت آيات عظام، تني چند از وزيران و نمايندگان مجلس شوراي اسلامي، شخصيتهاي سياسي و مذهبي کشور، بر روي دست دههاهزار نفر از علما و فضلاي حوزه علميه و مردم سوگوار قم و آمل به سوي صحن مطهر حضرت معصومه (س) تشييع شد و پس از اقامه نماز به امامت آيت‏اللّه وحيد خراساني، در مسجد بالاسر حرم مطهر حضرت معصومه به خاک سپرده شد(10 ).

آري او رفت، اما فکر و انديشه‏اش جاودان و آثار او به يادگار مانده است و هرگز نخواهد مرد .

« العلماء باقون مابقي‏الدهر، اعيانهم مفقودة و امثالهم في‏القلوب موجودة » تَعَمّدَهُ‏اللّه بِرَحْمَتِهِ وَ اَسْکَنَهُ بُحْبُوحَةَ جَنّتِهِ‏

ويژگيهاي اخلاقي‏

مرحوم آيت‏اللّه‏العظمي آملي در رفتار و گفتار به اولياء خدا اقتدا کرده بود . خوش‏بيان، خوش برخورد و خوش اخلاق بود. از تعيّنات زندگي به دور بود. از مظاهر بزرگنمايي سخت بدش مي‏آمد و با طلاّب جوان همانگونه برخورد مي‏کرد که با بزرگان. به همين دليل در دل همگان جاي گرفته بود. در خانه‏اش به روي همگان باز بود و در سرما و گرما پياده از خانه به مسجد اعظم جهت تدريس مي‏رفت. بشّاش و گشاده‏رو بود، طلاّب جوان را احترام مي‏کرد و به آنان شخصيت مي‏داد. با مردم مأنوس بود و غالبا کارهاي دفترشان را خود انجام مي‏داد. حتي بسياري از مواقع خود شخصا به تلفن جواب مي‏داد و جلو پاي واردين از جا برمي‏خاست. او زندگي‏اش را در گمنامي و بدون هياهوي دنيوي سپري ساخت .

نظم در زندگي‏

آيت‏اللّه آملي در زندگي‏اش بسيار منظم بود و از وقت خويش به خوبي استفاده مي‏برد. ساعت مطالعه، وقت عبادت و تدريس و زمان ديدار با مراجعين همه سر ساعت معين انجام مي‏گرفت. فرزند ايشان جناب حجةالاسلام آقاي صادق لاريجاني مي‏گويد: معظم‏له در امور درس و زندگي و برنامه خواب و فعاليت روزانه‏شان منظم بودند. ايشان هميشه شبها زودتر از ديگران مي‏خوابيدند و سحرها که بيدار مي‏شدند تا ظهر نمي‏خوابيدند . پس از نماز صبح شروع به مطالعه مي‏کرد و پس از صرف صبحانه آماده تدريس مي‏شد و پس از آن به پاسخگويي استفتائات و جواب مراجعان مي‏پرداخت. ايشان از شب‏نشينيهاي رايج بين مردم خيلي پرهيز مي‏کردند و تحت هيچ شرايطي حاضر نبودند برنامه تنظيم شده خود را به‏هم زنند ...»

تقيد به ادعيه و زيارات‏

مرجع فقيد شيعه فقيهي متعبد و مجتهدي متقي و وارسته و پايبند دعاها و زيارات بودند، به زيارت عاشورا و جامعه کبيره اهميت داده و بسيار مي‏خواندند. استاد معظم جناب آيت‏اللّه اسماعيل‏پور مي‏فرمودند: معظم‏له داراي حالات و روحيات والاي عرفاني بود که هماره آنرا از ديگران کتمان مي‏کرد. ايشان در برخي از ادعيه خصايصي داشتند، اگر دعاي به خصوصي را مي‏دادند و يا مي‏خواندند مؤثر واقع مي‏شد، مطالبي بود که استاد ما با رياضت، خواندن زيارت عاشورا، زيارت جامعه و توسل به آنها دست يافته بود و کراماتي داشتند که هرگز کسي را از چگونگي آن آگاه نساختند ...»

عشق به ساحت مقدس ائمه (ع )

فقيه فقيد، به اهلبيت عصمت و طهارت (ع) بسيار عشق مي‏ورزيدند، کمتر مواقعي بود که نام مقدس اين انوار الهي را بشنوند و اشکشان جاري نشود. به ويژه هرگاه نام اميرالمؤمنين علي (ع) را مي‏آوردند بغض گلويش را مي‏گرفت و اشک در ديدگانش حلقه مي‏زد. يکي از ويژگيهاي ايشان آن بود که هماره تا از خواب برمي‏خاست، به شوق اميرمؤمنان بر آن حضرت درود مي‏فرستادند :

« السلام عليک يا اميرالمؤمنين و رحمةاللّه و برکاته »

شور و عشق معظم‏له به سرور شهيدان غير قابل وصف بود. مجلس عزايي که در ده شب اول ماه محرم در مسجد اعظم برپا مي‏کرد، اين بزرگوار خود شرکت جسته و در سوگ امام (ع ) ، با صداي بلند گريه مي‏کردند و اشک مي‏ريختند. و هر صبح جمعه در منزل ايشان مجلس ذکر مصيبت امامان برپا بود و اين سنّت حسنه را ساليان فراوان ادامه دادند .

معظم‏له براي سادت احترام بسيار قائل بودند و با تمام قد در جلو پاي آنان - حتي طلبه‏هاي جوان سيد - برمي‏خاستند .

جدّيت در تحصيل و تدريس‏

آيت‏اللّه فقيد از اوان جواني در تحصيل دانش، بسيار کوشا بود. ساليان فراوان - حدود هشتاد سال - به تحصيل و تدريس علوم آل محمد (ص) در حوزه‏هاي علميه آمل، تهران، قم، نجف مشغول بود و هيچ چيز او را از اين کار بازنداشت. او با جديّت تمام درس خواند و در سايه همين کوشش‏ها بود که توانست قلّه‏هاي رفيع علم و دانش را به آساني فتح نمايد. او خود فرموده است :

«... من در درس خواندن خيلي مجدّ بودم، درسها را تعقيب و دنبال مي‏کردم، بر اساتيد اشکال مي‏گرفتم، در هر درسي که شرکت مي‏کردم خيلي زود بروز کرده و مورد اعتناء استاد قرار مي‏گرفتم ...»

نيز ايشان به تدريس بسيار اهتمام داشت و حتي در مواقع بيماري هم از آن دست برنمي‏داشت .

آيت‏اللّه حسن‏زاده آملي مي‏فرمودند :

« روزي به ديدن و عيادت ايشان رفتم، مشاهده کردم آقا سخت مضطرب است و بي‏تابي مي‏فرمايد. عرض کردم: آقا چرا اينقدر بي‏تاب هستيد؟ چرا مضطربيد؟ فرمود: آقا ! بي‏تابي من براي اينست که درسم تعطيل شده است .»

آيت‏اللّه اسماعيل‏پور مي‏فرمودند :

« زماني آيت‏اللّه‏العظمي آملي به درس تشريف آوردند و علائم بيماري در چهره ايشان نمايان بود و فرمودند: من امروز تب داشتم و حالم مساعد نبود، اما براي اينکه درس تعطيل نشود و من بر شما حجت بوده باشم به درس آمدم. يادم مي‏آيد آقا مدّتي در يکي از بيمارستانهاي تهران بستري بودند و از علاقه بسياري که به علم و تدريس داشتند هر روز صبح به قم مي‏آمدند و درس صبح خود را گفته و سپس به تهران بازمي‏گشتند ...»

حجةالاسلام لاريجاني نيز مي‏گويد: در اين يکي دو سال اخير ايشان سکته ناقص کرده بود و پزشکان آقا را از تدريس منع کرده بودند. معظم‏له از اين موضوع بسيار ناراحت بود و مي‏گفت: دکترها نمي‏گذارند درس بدهم، اگر درس بگويم خوب مي‏شوم .

نيز در سالهاي آخر عمرشان به علت ناراحتي چشمي که داشتند، زياد نمي‏توانستند از چشمان خود استفاده کنند لذا يکي از شاگردانشان متون درسي را خدمتشان مي‏خواند و آقا آراء خويش را بيان مي‏فرمود و اين رويه چندين سال ادامه داشت... معظم له مي‏فرمود : تحصيل علم براي طلاب مستعد واجب عيني است و نمي‏شود به بهانه‏اي دست از تعليم و تعلم برداشت. در تحصيل علم نبايد کوتاهي کرد. اين سروصداها و زر و زيورهاي دنيا در مقابل درس و بحث ارزشي ندارد و به طلاب مي‏فرمودند: شما مطالعه کنيد، شما فقط وقت خود را صرف تحقيق و علم نماييد. شمادرس‏بخوانيد،اگرهمين‏درسهارا که معارف اهل‏بيت ( ع) است خوب بخوانيد، کم کم اين‏مطالب در مقام عمل هم راهش باز مي‏شود ...

مردمي بودن‏

آيت‏اللّه آملي به مردم عشق مي‏ورزيد و با مردم مي‏جوشيد. درِ خانه‏اش به روي همگان باز بود تا ديدارش بدون هيچ مانعي صورت گيرد. از سالي که به ايران بازآمد تا چند سالي پيش از وفات، هر ساله براي ديدار از خويشان، نزديکان و مردم زادگاهش به روستاي «پردَمه» مسافرت مي‏کرد و با اينکه عبور از جاده اين روستا بسيار دشوار است، اما وي سختيها را تحمل مي‏کرد و براي صله رحم و درک فضيلت آن، مشکلات را به جان مي‏خريد .

ايشان خود مي‏فرمود: علما بايد خود را در معرض استفاده عموم قرار بدهند، ثبوت بي‏اثبات بدون فايده است. عالمي که علم خود را عرضه و اظهار نکند بي‏حاصل است و آن هدفي که از تعليم و تعلم منظور است به دست نخواهد آمد .

و هم مي‏فرمود: رياست طلبي يک مسأله است و اينکه عالم خود را بي‏استفاده قرار دهد مساله ديگري است، عرضه علم شهرت طلبي نيست و تفکيک اين دو، موضوع کم اهميتي نمي‏باشد .

تجليل از مراجع معاصر

مرحوم آيت‏اللّه آملي در تجليل از مراجع تقليد زمانش و علماي معاصرش از هيچ اقدامي فروگذار نمي‏کرد. ايشان در مواقع مختلف از مباني علمي آيات عظام: حکيم و خويي و از مراتب زهد و تقواي آيت‏اللّه‏العظمي حاج سيداحمد خوانساري تجليل مي‏فرمود و به مراتب علمي و عملي و مقامات معنوي آيت‏اللّه‏العظمي ميلاني عقيده محکمي داشتند .

براي بزرگداشت آيت‏اللّه‏العظمي گلپايگاني در مجالس سوگواري و روضه ايشان شرکت مي‏کرد و ارتباط بين ايشان و حضرات آيات: نجفي مرعشي و علامه طباطبايي از استحکام ديرينه‏اي - که سابقه آن به درسهاي آقاضياء عراقي و ميرزاي نائيني بازمي‏گشت برخوردار بود و دوستي و صميميت آنان نيز وصف‏ناشدني. و هم به مرحوم آيت‏اللّه حاج ميرزا ابوالحسن شعراني بسيار احترام مي‏نهاد و از او با نهايت تجليل و تبجيل ياد مي‏کرد و شخصيت علمي ايشان را مي‏ستود و هماره از شاگردان معظم‏له جوياي احوال او مي‏شد .

برخي از نصايح ايشان در جلسات درس‏

ايشان در زمانهاي مختلف، از جمله در آستانه تعطيلات حوزه، طلاب را به پرهيزکاري و ورع و تقوا فرامي‏خواندند و از آنجا که خود، شهد شيرين تقوا را چشيده بود سخنش از حلاوت خاصي برخوردار بود و تا عمق جان آدمي تأثير مي‏کرد. از جمله مي‏فرمود :

- هماره به ياد خدا باشيد .

- همواره به ياد امام زمان (ع) باشيد که او ناظر بر رفتار و کردار شماست .

- هميشه با وضو و طهارت باشيد .

- نماز شب را از ياد نبريد که تمام پيامبران بدان سفارش کرده‏اند .

- هرگز به نامحرمان نظر مکنيد .

- فقه پاک است و در ظرف ناپاک جاي نمي‏گيرد، کسي که مي‏خواهد فقيه اهلبيت شود بايد نفسش را پاک کند و خودش را اصلاح نمايد. دنيا قمارخانه نفس ناطقه است، مواظب باشيد که نفستان را نبازيد .

رحمةاللّه عليه و حشره‏اللّه مع مواليه‏الطاهرين‏

1 - يا حدود 1323 ق (گنجينه دانشمندان 53/2 ).

2 - همان کتاب .

3 - مجله نور علم، ش 53 - 54، ص 197 .

4 - گنجينه دانشمندان 53/2 .

5 - مجله نور علم، ش 53 - 54، ص .198

6 - گنجينه دانشمندان 53/2 .

7 - مجله نور علم، ش 52 - 53، ص 200 .

8 - گنجينه دانشمندان، ج 2، ص 53 .

9 - رک: جلد اول اسناد انقلاب اسلامي، جلد سوم نهضت روحانيون ايران، جلد اول بررسي نهضت امام خميني .

10 - مجله نور علم، ش 53 - 54، ص 217 - 219 .
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: